يك شب انگار عده اي آشنا با بيل و كلنگ و گهواره آمدندتمام روياهايم را واژه به واژه ويران كردند...
صفحه ي نخست پست الكترونيك آرشيو طراح قالب : كاكتوس
الهامخونه قبلي الهام كه غارت شدجينگيليروستاي آهوهزاردستانكاكتوسendugoخمفافایکی مثل خودتیک ذهن زیباامیرووووووووژوزف بالســـــامورضا (بچه های خوزستان)كمونيستنگينآقا محسندست نوشته هاي گليوروجك سرگردوندست نوشتههای سيد مهدی شجاعیهيچكسروزنوشت هاي يك سوسك وب نشينموژانمهربونفريبا ( ققنوس بی پر )كندوساکوراپلاک سیزدههبوط و كوير
ای که پنجاه آمد و در خوابی !!!
این کفش و لباس تازه نو نوارم نمی کنند نوروز که بیاید کهنه تر می شوم .
2 روز یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ساعت 14:39 توسط آهویی نوشته شد /